سيد علي اكبر قرشي

275

قاموس قرآن ( فارسي )

قرآن يكساناند وانگهى قرآن بوسيلهء نويسندگان محترم در قلبهاى پاك جا خواهد گرفت نه تنها از بين نخواهد رفت بلكه روز افزون خواهد بود و تو در ترويج قرآن به همه با يك نظر نگاه كن تا هر كه بخواهد از آن استفاده كند اعمّ از آنكه قوى باشد يا ضعيف . سفع : گرفتن . در صحاح گويد « سفعت بناصيته » يعنى پيشانى او را گرفت . * ( « كَلَّا لَئِنْ لَمْ يَنْتَه لَنَسْفَعاً بِالنَّاصِيَةِ » ) * علق : 15 . نه چنين است اگر بس نكند حتما حتما از موى پيشانى او ميگيريم . در مجمع گويد : ناصيه موى جلوى سر است بعلَّت متصل شدن بسر ناصيه گفته شده كه ناصى يناصى بمعنى چسبيدن است . * ( « لَنَسْفَعاً » ) * دو تأكيد دارد يكى لام ، ديگرى نون تأكيد خفيفه . در كشاف گويد : با نون تأكيد ثقيله نيز خوانده شده و ابن مسعود « لاسفعا » متكلم وحده خوانده است . طبرسى و زمخشرى گويد : سفع بمعنى گرفتن و محكم كشيدن است و در قرآن با الف نوشته شده تا حكم وقف بر الف داشته باشد . و لام آن عهد و عوض از مضاف اليه است . اين كلمه در قرآن فقط يك بار آمده است . سفك : ريختن . خواه ريختن خون باشد يا اشك يا شىء مذاب ( راغب ) در اقرب گويد : گويا در ريختن خون مخصوصتر است . ابن اثير نيز چنين گفته است . طبرسى آن را فقط ريختن خون گفته است * ( « أَ تَجْعَلُ فِيها مَنْ يُفْسِدُ فِيها وَيَسْفِكُ الدِّماءَ . . . » ) * بقره : 30 . * ( « وَإِذْ أَخَذْنا مِيثاقَكُمْ لا تَسْفِكُونَ دِماءَكُمْ . . . » ) * بقره : 84 . ناگفته نماند در قرآن و نهج - البلاغه همه جا در ريختن خون به كار رفته و در نهايه نيز موردى غير از خون ريختن نقل نكرده است لذا به نظر ميايد كه سفك مخصوص خون ريختن است بر خلاف « سفح » كه گذشت و در ريختن خون و غيره استعمال شده است . سفل : ( بضم س ) پائينى ، پستى